السيد الطباطبائي

210

مجموعه رسائل ( فارسى )

دعاهاى مستجاب به اذن و امر خدا نيز مقرون مىباشند ، و به همين دليل ، داراى اسباب شكست ناپذيرى هستند كه بر هر مانعى چيره مىشوند - بر خلاف ديگر اسباب و علل . تفاوت ميان معجزهء پيامبران و دعاى اوليا اين است كه در معجزات تحدى و هدايت خلق در كار است ، و با صدور معجزه ، صحت ادعاى نبوت و رسالت اثبات مىشود . بنابراين ، صاحب معجزه درآوردن آن ، صاحب اختيار است ، و هرگاه از او معجزه‌اى خواستند ، مىتواند بياورد ، و خدا هم اراده‌اش را عملى مىسازد . اما در خصوص كرامت اوليا و استجابت دعاى آنان ، چون تحدى در كار نيست ، و اگر تخلفى شود ، كسى به ورطهء گمراهى فرو نمىافتد ، و هدايت كسى هم بدان وابسته نيست ، در نتيجه ، تخلف آن‌ها امكان‌پذير خواهد بود . ممكن است ايراد شود كه چه مانعى دارد كسى - جز پيامبران - به تمام اسباب و علل طبيعى معجزه آگاهى پيدا كند ، و با به كار گرفتن آن‌ها ، بتواند معجزه‌اى بياورد ! كه در اين صورت ، ميان معجزه و غير معجزه تفاوتى باقى نمىماند . بنابراين ، هر كس كه از علل طبيعى امرى بىخبر باشد ، آن امر براى او حكم معجزه را دارد ، و همان امر ، براى كسى ديگر كه بر علل طبيعى آن واقف است ، معجزه محسوب نمىشود . هم‌چنين ، ممكن است موضوعى در يك زمان ، معجزه به شمار آيد ، و در زمان ديگر - كه علل طبيعى آن شناخته و كشف مىگردد - جنبهء اعجاز خود را از دست دهد . حال اگر با شكوفايى علم و پيشرفت روزافزون دانش ، همهء علل طبيعى در حد اعلا شناخته شوند ، جايى براى معجزه باقى نخواهد ماند ، و بالمآل معجزه ارزش خود را از دست خواهد داد ، و ديگر علامتى وجود نخواهد داشت كه بتوان بدان صدق دعوى نبوت را كشف و فهم كرد . كوتاه سخن اين كه معجزه ذاتاً مدرك نيست ، و تنها براى افراد جاهل - كه از علل آن آگاه نيستند - معجزه است .